مرتضى مطهرى
26
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
آفرينش ، اعضاى اين واحد را در وضعهاى « نامشابه » و ناهمسانى و با كيفيات و چگونگيهاى مختلفى قرار داده است . اجتماع خانوادگى اجتماعى است « طبيعى - قراردادى » يعنى حد متوسطى است ميان يك اجتماع غريزى ( مانند اجتماع زنبور عسل و موريانه كه همهء حدود و حقوق و مقررات از جانب طبيعت معين شده و امكان سرپيچى نيست ) و يك اجتماع قراردادى ( مانند اجتماع مدنى انسانها كه كمتر جنبهء طبيعى و غريزى دارد ) . چنان كه مىدانيم قدماى فلاسفه ، فلسفهء زندگى خانوادگى را بخش مستقلى از « حكمت عملى » مىشمردند و معتقد به منطق و معيار جداگانهاى براى اين بخش از حيات انسانى بودند . افلاطون در رسالهء جمهوريت و ارسطو در كتاب سياست و بوعلى در كتاب الشفاء با چنين ديدى و از اين زاويه به موضوع نگريستهاند . در مورد حقوق زن در اجتماع نيز طبعاً چنين ترديد و پرسشى هست كه آيا حقوق طبيعى و انسانى زن و مرد همانند و متشابه است يا ناهمانند و نامتشابه ؟ يعنى آيا خلقت و طبيعت كه يك سلسله حقوق به انسانها ارزانى داشته است ، آن حقوق را دوجنسى آفريده است يا يك جنسى ؟ آيا « ذكوريت » و « انوثيت » در حقوق و تكاليف اجتماعى راه يافته است يا از نظر طبيعت و در منطق تكوين و آفرينش ، حقوق يك جنسى است ؟ . در دنياى غرب ، از قرن هفدهم به بعد ، پابه پاى نهضتهاى علمى و فلسفى ، نهضتى در زمينهء مسائل اجتماعى و به نام « حقوق بشر » صورت گرفت . نويسندگان و متفكران قرن هفدهم و هجدهم افكار خويش را در بارهء حقوق طبيعى و فطرى و غيرقابل سلب بشر با پشتكار قابل تحسينى در ميان مردم پخش كردند . ژان ژاك روسو و ولتر و منتسكيو از اين گروه نويسندگان و متفكرانند . اين گروه حق عظيمى بر جامعهء بشريت دارند . شايد بتوان ادعا كرد كه حق اينها بر جامعهء بشريت از حق مكتشفان و مخترعان بزرگ كمتر نيست .